فاصله يه حرف تلخه كه نگاهه شيرين داره
پشت قاب پنجره هواي تازه داره...
براي من كه ميدونم تو كجايي
هميشه دوريه تو يه حرف تازه داره...
ديگه از من چي ميخاي تو بشنوي؟
من كه گفتم پيشتم هميشه ي هميشه
برا چي نمياي تموم كني اين همه ...
دله من هر روز پيشه تو و خدا ميره
خودت كه ميدوني بدونه تو نميشه
نه دروغه بي تو خيلي سخته...
اگه باور نداري ... ببين خودتو
چند بار يادم افتادي ؟؟!!!...
اينا همش نشونس
حرفاي پوچ و بارون بهونس
براي من كه ميدونم تو كجايي
دوريه تو يه بهونش
يه بهونه كه بازم برم تو آسمونا
تو و بارون و خدا رو نگاه كنم.
براي يه دختره مشرقي مي دونم كجايي
رفته پي بازيگوشي
ميگه اينا همش مهاله
ابراي پاره پاره تا كي مخاد بباره ؟
از پنجره اتاق . از حيات
گاهي هم رو پشت بوم دنباله اون رنگ كمون
چشم به آسمون ميبنده . ميخنده
نميدونه كه آسمون بالا سرش براي منه
هر جا بره دنبالشم
دلم تنگه . خاطراتم قلقل ميجوشه
اگه بر نگرده ! اگه اعتنا نكنه !
نيادو با دستاي مهربونش
دلتنگيامو پس نزنه !!
اون رنگين كمون ميميره !
اي دختر بازيگوش
بخاه بارون بياد.
بخاه رنگ كمون جلو چشمات بياد
از دور به اون نگاه كني
منم تو رو نگاه كنم.
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید: