كنفرانس و همايش كنفرانس و همايش .

كنفرانس و همايش

كارو :: گل سرخ ::

گل سرخي به او دادم , گل زردي به من داد...!

براي يك لحظه نتمام قلبم از تپش افتاد...

با تعجب پرسيدم: مگر از من متنفري ؟!

گفت: نه باور كن , نه! ولي چون واقعا تو را دوست دارم ,

 نمي خواهم پس از آن كه كام از من گرفتي

براي پيدا كردن گل زرد , زحمتي بخود هموار كني...



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۲۰ توسط:عماد قاسمي موضوع:

كارو :: اجبار ::

الا اي رهگذر! منگر! چنين بيگانه بر گورم!

چه ميخواهي ؟ چه مي جويي, در اين كاشانه عورم ؟

چه سان گويم؟ چه سان گويم ؟ حديث قلب رنجورم!!

از اين خوابيدن در زير سنگ و خاك و خون خوردن

نميداني! چه ميداني, كه آخر چيست منظورم؟

تن من لاشه فقر است و من زنداني زورم!

كجا مي خواستم مردن! حقيقت كرد مجبورم!

چه شبها تا سحر عريان, بسوز فقر لرزيدم.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۹ توسط:عماد قاسمي موضوع:

سوسن

در آن شبهاي تنهايي ,

  در آن تاريكي و وحشت ,

در آن بي مهري غمگين,

 در آن اندوه, در آن غربت, گلي زيبا تر از يك بوستان لاله

گلي خوشبو تر از شبهاي مهتابي

گل صحراي بيتابي

گمان كردم كردم كه او هرگز نمي ميرد

دو دست پر فريب دشمني او را از دست من نميگيرد

ندانستم كه با من نيست

ندانستم خزان دارد

ندانستم دلي با دگران دارد

گل خوشبوي من چندي

برايم عطر پاشي كرد, برايم دلربايي كرد

ولي افسوس...

بهارش عاقبت سر شد

پيش چشمهاي اشكبار من

گل زيباي من پژمرد

من از پژمردن يك گل نميگويم

گلي كز بوسه صد خزان جان داشت

گل زيباي سوسن بود

گل من بود, گل من بود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۹ توسط:عماد قاسمي موضوع:

فريدون مشيري :: در سينه ::

در سينه كدام محبت بجويمت ؟!

اي جان غم گرفته, بگو, دور از آن نگاه

در چشمه كدام تبسم بجويمت ؟

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۸ توسط:عماد قاسمي موضوع:

فرمان فتحعليان :: آهنگ نگاه ::

آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهاي من

اي عشق بخون با من تو خلوت اين شبهام

تو ساحل آرومي  من موج پريشونم

راز دل دريا رو ميدوني و ميدونم 




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۷ توسط:عماد قاسمي موضوع:

فرمان فتحعليان :: دستات ::

وقتي دستاتو تو دستام ميگيرم

وقتي من كنار تو گل ميشينم

دنيا واسه دل من كوچيك ميشه

خودمو رو عرش اعلا ميبينم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۶ توسط:عماد قاسمي موضوع:

به هيچ حيله

  به هيچ حيله به آغوش نميايي

مگر تو را از نسيم بهار ساخته اند 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۶ توسط:عماد قاسمي موضوع:

دلمو شكستي

دلم شكستي و رفتي خلاف شرط مودت

به احتياط رو اكنون كه آيينه شكستي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۵ توسط:عماد قاسمي موضوع:

پرسيد

پرسيد: بخاطر كي زنده هستي؟
با اينكه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم و بگم بخاطر تو، بهش گفتم بخاطر هيچكس.

پرسيد: بخاطر چي زنده هستي؟
با اينكه دلم داد ميزد بخاطر تو با يك بغض غمگين گفتم بخاطر هيچ چيز.

از او پرسيدم: تو بخاطر كي زنده هستي؟
در حالي كه اشك در چشمانش جمع شده بود، گفت:
بخاطر كسي كه بخاطر هيچ چيز زنده است.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۴ توسط:عماد قاسمي موضوع:

نگاه

با يك نگاه دل را تو بردي و هنوز

آن را به درگاه تو جوينده ام هنوز



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۳ توسط:عماد قاسمي موضوع: