كنفرانس و همايش كنفرانس و همايش .

كنفرانس و همايش

پرسيد

پرسيد: بخاطر كي زنده هستي؟
با اينكه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم و بگم بخاطر تو، بهش گفتم بخاطر هيچكس.

پرسيد: بخاطر چي زنده هستي؟
با اينكه دلم داد ميزد بخاطر تو با يك بغض غمگين گفتم بخاطر هيچ چيز.

از او پرسيدم: تو بخاطر كي زنده هستي؟
در حالي كه اشك در چشمانش جمع شده بود، گفت:
بخاطر كسي كه بخاطر هيچ چيز زنده است.



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۱۴ توسط:عماد قاسمي موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :