خطا
اين روش تازه را تازه بنا كرده اي
دوش زدست رقيب ساغر مي خورده اي
من به خطا رفته ام يا تو خطا كرده اي
برچسب: ،
ادامه مطلب
اين روش تازه را تازه بنا كرده اي
دوش زدست رقيب ساغر مي خورده اي
من به خطا رفته ام يا تو خطا كرده اي
آه٫ اي پرنده سفر كرده بازگرد
اينجا سرزمين عشق است
بايد ماند
گرماي تنم را به ژيشواز تو مي فرستم
اگر بدانم كه باز ميگردي
دوستي نيز گلي است
مثل نيلوفر و ناز ساقه ي ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگ دل است آنكه روا مي دارد
---دانسته--- آن را بيازارد....
خانه ويران شود، آن نقش به ديوار بماند
دود اگر بالا نشيند كسر شاءن شعله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد گرچه او بالا تر است
تا كسي گر از كسي پيشي بگيرد عيب نيست
روي دريا خز نشيند قعر دريا گوهر است
شست و شاهد هر دو دعواي بزرگي مي كنند پس چرا؟
پس چرا ؟!!!
انگشت كوچك لايق انگشتريست
بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه، بيتاب شدن عادت كم حوصله هـــاست
مثل عكس رخ مهتاب كه افتناده در آب
در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست
بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است
مثل شهري كه بر روي گسل زلزله هــــاست
باز مي پرسمت از مسئله دوري و عشق
و سكــــوت تو، جواب همه مسئله هـــاست