كنفرانس و همايش كنفرانس و همايش .

كنفرانس و همايش

كارو :: گل سرخ ::

گل سرخي به او دادم , گل زردي به من داد...!

براي يك لحظه نتمام قلبم از تپش افتاد...

با تعجب پرسيدم: مگر از من متنفري ؟!

گفت: نه باور كن , نه! ولي چون واقعا تو را دوست دارم ,

 نمي خواهم پس از آن كه كام از من گرفتي

براي پيدا كردن گل زرد , زحمتي بخود هموار كني...



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۲۰ توسط:عماد قاسمي موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :