محمد بي باك :: گله ::
هه ! هيچ كدومتون نميفهمين
به خدا هيچ كدومون نميفهمين
وقتي دنيات واقعا سياه شده
وقتي موقع نوشتن بغضت ميتركه
ميفهمي چه حسي داره ؟؟؟
بعد ميگي همه اينها تبليغه؟
آماده اي ؟ كه تو هم منو ترك كني
يا مي خواي بشنوي تا درد منو درك كني
مي خونم تا تو دلم اين بار سنگين نمونه
اين اشكه منه كه باعث رنگين كمونه
اين صداي اشك منه به هر گوشه رسيد
فعلا كه زندگي گرگه و ما يه خرگوشه سفيد
دلم بهم ميگه اين ناله ها كافي نيست يه ريز
غرق خوابم ، واسم يه ليوان كافي ميكس بريز
كه بيدار بمونم ببينم من چه واژهاي
مي تونه بهتر بيان كنه عمق اين تراژدي
وقتي كسي راه نمياد باهام جز سايه من
بايدم رپ معني دار بشه مايه ننگ
با همين امكاناتم ميرم تو اين راه پيش و پس
وقتي 70 ميليون مي خوان كار شيش و هشت
پس ديگه حاجت كدوم استخاره هست ؟
بايد بكنم از استعدادم استفاده پس
گله دارم ، آره من از خدا گله دارم
كه چرا در هر قدمم مي خوره گره كارم
ديگه پر شده از ناله ها دله پارم
كه چرا خوبيهاي دنيا واسم نصفه كارست
وقتي غرق ميشم آره زير سيل كارم
وقتي نميشه بدست بيارم دل يارم
وقتي شونه اي ندارم روش سر بذارم
ميگم گله دارم ، گله از اين دل زارم
مي گي كفر نگو ، تو هم شكر كنش باز
ولي وقتي شب رفته و اينجا صبح شدش باز
و خورشيد تابيد رو مشكلي كه تو دل من بوده
حالا منم و روزگار و يه دوئل مردونه
مي گم بكش خودتو بذا يه نفسي بكشي
وقتي داري راه زندگيتو عوضي مي كشي
به مشكلاتم مي گم من دوباره نمي خوامت
چرا سختي واسه منه خوشي مال رفيقامه ؟
از شاسن بده مائه جاده تنگ ميشه ، آره
وقتي دست به طلا هم ميزنيم سنگ ميشه ، آره
وقتي به آينده ها ندارم حص خاصي
وقتي به جيبم ندارم حتي اسكناسي
پيش دوست و آشنا هم نمي خوام كم بيارم
مجبورم سر و تش رو با يه دروغ هم بيارم
جاي اينكه خدا واسه مشكلم پا پيش بذاره
كاري كرده صبح و شب رو سرم آتيش بباره
گله دارم ، آره من از خدا گله دارم
كه چرا در هر قدمم مي خوره گره كارم
ديگه پر شده از ناله ها دله پارم
كه چرا خوبيهاي دنيا واسم نصفه كارست
وقتي غرق ميشم آره زير سيل كارم
وقتي نميشه بدست بيارم دل يارم
وقتي شونه اي ندارم روش سر بذارم
ميگم گله دارم ، گله از اين دل زارم
تا كه پوله به جيبت دورت از دوستي پره
تا كه مشكل داري نميبيني دوستي دورت
جز 2 ، 3 نفر رفته هر كي سمت ما بود
حالا ماييم و بورس و چك و سفته هاممون
اونها شعار مي دادن منو دركم مي كنن
ولي وقت سختي ديدم چطور تركم مي كنن
چه دوستهاي من ، چه عشق و چه برادرم
نميدونستم ضامن رابطمه درآمدم
و واسه مشكلاته به هم ريخته حال روحيم
حالا كجاي دنيا فرار كنم با چه رويي؟
و تو هر كشوري كه به تو بخوان اقامت بدن
واسه ايراني بودنت تو رو حقارت ميدن
تو رويا بودم كه حال خوشم هميشگي است
و حالا مي فهمم هيچ مادياتي هميشه نيست
دنيا كاري كرد كه چشم هاي من هر شب اشكه
ولي نميبازم ، مگه دنيا از رو نعشم رد شه
برچسب: ،