كنفرانس و همايش كنفرانس و همايش .

كنفرانس و همايش

رهي معيري :: خشكسال اتدب ::

ديگر زجان من اي سيمبر چه مي خواهي؟
ربوده اي دل زارم، دگر چه مي خواهي؟

مريز دانه، كه ما خود اسير دام توايم
ز صيد طاير بي بال و پر چه مي خواهي؟

اثر ز ناله خونين دلان، گريزان است
ز ناله دل خونين، اثر چه مي خواهي؟

به گريه بر سر راهش فتاده بودم دوش
به خنده گفت: از اين رهگذر چه مي خواهي؟

چه پرسي از من مدهوش راز هستي را؟
ز مست بي خبر از خود، خبر چه مي خواهي؟

نهاده ام سر تسليم، زير شمشيرت
بيار بر سرم، اي عشق هر چه مي خواهي

كنون كه  بي هنران اند كعبه دل خلق
جو كعبه. حرمت اهل هنر چه مي خواهي؟

به غير آن كه بيفتد ز چشمها چون اشك
به جلوه گاه خزف، از گهر چه مي خواهي؟

رهي چه مي طلبي نظم آبدار از من؟
به خشك سال ادب، شعر تر چه مي خواهي؟



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۵۶ توسط:عماد قاسمي موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :