كنفرانس و همايش كنفرانس و همايش .

كنفرانس و همايش

ناصر عبدالهي :: دل من يه روز به دريا زدو رفت ::

دل من يه روز به دريا زدو رفت

پشت پا به رسم دنيا زدو رفت

زنده ها خيلي بهش كهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زدو رفت

هواي تازه مي خواست

ولي آخرش تو غبارا زدو رفت

يه دفعه بچه شدو تنگ غروب

سنگ توي شيشيه اي فردا زدو رفت

حيوني تازگي آدم شده بود

به سرش هواي حوا زدو رفت



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۴:۵۵:۵۳ توسط:عماد قاسمي موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :